ماشین مریم
دیروز که من وبابایی داشتیم از سر کار برمیگشتیم،بابایی رفت از پلاستیک فروشی برای بیرون رفتن آخر هفته سفره ولیوان یک بار مصرف بخره،که مریم خانم چمش افتاد به ماشینای اسباب بازی و جفت پاهاشو کرد تو یه کفش که یکیشونو میخاد،اینقد شیرین زبونی کرد و با انگشت به ماشینا اشاره کرد که ما مجبور شدیم یکی براش بخریم،یک کم برای مریمی بزرگه ولی تا چند وقت دیگه براش خوب میشه

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماشین مریم
